از نشانه های پیری یکی هم اینه که یکهو ناغافل میبینی توی گروه دوستان دوره دبیرستان همه اهالی دارن به یه نفر از اعضا چپ و راست تبریک میگن...چه خبره؟! قراره بعد از محرم و صفر رسما داماد دار بشه...و از اونجایی که ایشون خیاط قابلی هم هست مورد حمله سفارشات یه پادگان خاله و خانباجی قرار گرفته...فکر کنم طفلکی توبه کار شد که گفت داره به مقام محترم مادر زن نائل میشه...انشاا...به مبارکی و میمنت باشه..
دوستمون هم داماد دار شد...لابد چند وقت دیگه میاد اعلام میکنه که عنقریبه مامان بزرگ بشه...چهره شیطون و بانمکش رو توی دوران دبیرستان بخاطر میارم ...همیشه خدا بخاطر مدل و حالت مقنعه سرکردنش تذکر میگرفت...عین خیالش هم نبود و تذکرات رو دایورت میکرد به همونجایی که میدونین و کلی باعث انبساط خاطر ما میشد وقتی حرص و جوش خوردن و تهدیدای تو خالی ناظمها رو بخاطر بیخیالیاش میدیدیم......امیدوارم که یه دوماد باحال مثل خودش گیرش اومده باشه....خدا همه جوونها رو خوشبخت کنه...و ایضا بر و بچه های مارو....الهی امین...
سلام
چند روز پیش قرار شد همین امروز و فردا بنویسین!
سلام دکتر جان
شیطان کی گذاشت که ما بندگی کنیم؟؟!!
یکدم نشد که بی سرخر زندگی کنیم...
بیا و بنویس...
چشم...حتما...همین امروز و فردا دیگه دستم خیلی ازاد میشه..حالا میگم چرا...
میگفت به تخمدان چپم نه؟؟؟
وبلاگ زیبایی دارید
خوشحال میشم به وبلاگ بنده هم سر بزنید
ممنون..چشم..در اسرع وقت....
کسب و کارت چطوره؟
رو غلتک افتادین؟
ای....بدک نیست..یه لک و لکی میکنیم افق جان...ممنون از احوالپرسیت...
آرررره این جور موقع ها آدم یهو فکر میکنه چقدر پیر شدیم ... اما خب بخشی از زندگیمون هست :)
جزو لاینفک زندگیه زری جان...باید پذیرفت ..راست میگی..
این مدل خبرا چندان فاز منفی احساس پیری نمیاره
شیرینیه بیشتر
کمی تا قسمتی سرکه شیره هم هست افق جان
آخی چه جالب چه خوبه این دوستیها ادامه دار هست .انشااله این دوستتون هم به زودی مامان بزرگ بشه که میدونم حتما براش خیلی لذت بخش خواهد بود .
خودت کی قراره مامان بزرگ بشی صفا جونم؟
این قافله عمر عجـب میگذرد
دریاب دمی کـه با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
خیلی یاد این شعر خیام افتادم ، انشالله که عاقبت هممون ختم به خیر ششه
آمین
سلام یاسی



اولا :
بازگشت پیروزمندانه ات به وبلاگ خودت رو تبریک می گم .
داشتم کم کم به این فکر میکردم که قصد فروش یا واگذاری اینجا رو داری !!!!
ثانیا :
زندگی همینه دیگه
یه زمانی هم خودت هم آماج این تبریکها قرار می گیری و بعدش هم تا چشم بهم بزنی میشی مامان بزرگ یاسی !!!
مادر شوهر خوبی باشی ها !!!!
پ.ن :
خسته نباشی
سلام مونپارناس جان

مرسی از لطفت دوست عزیزم....نه بابا...توی امور خرید و فروش که اصلا سر رشته ندارم...اگر قصدش رو داشتم اول باید با خودت مشورت کنم که یه وقت کلاه نره سرم..
راست میگی بخدا...به چشم بهم زدنی عمر ما ادمها میگذره...قافله عمره دیگه...منکه ادعایی ندارم ولی بارها بهم گفتن حاضرن بی هیچ چک و چونه ای بیان عروسم بشن...از بسکه من مادر شوهر خوبی میشم...بقول شمالیها من مرا قوربان...
چقدر عالیه که با دوستان دبیرستانیت در تماس هستی. ادم با دوستهای قدیمی کلی احساس جوونی میکنه. حتی اگرداماددار شده باشند.
راست میگی بخدا دوست جان...دوستیهای اون دوران واقعا حقیقی و بی غل و غشه...
سلام
به سلامتی
حالا به کجا دایورت میکرد؟
سلام دکتر جان
ممنون
دیگه شما که دکتر هستین بهتر میدونین بخدا..