بوی بارون ..عطر یاس

بوی بارون ..عطر یاس

از دیروز یاد بگیر...برای امروز زندگی کن ...و به فردا امید داشته باش.
بوی بارون ..عطر یاس

بوی بارون ..عطر یاس

از دیروز یاد بگیر...برای امروز زندگی کن ...و به فردا امید داشته باش.

مژده دهید یار را....اینکه نگار میرسد...

بالاخره اجاق گاز جدید قدوم مبارکش رو گذاشت به محفل درویشی ما و گوشه اشپزخونه جا خوش کرد...حالا میخواهیم بچسبونیمش به دیوار میبینیم سیمش اصلا انعطاف نداره..چون اینجا اکثرا گازهای خوراکپزی برقی هستن...دوباره تماس گرفتیم دفترشون ...فرمودن چون دمای هوا موقع دلیوری منفی 30. درجه بوده وایر حالت انعطافش رو از دست داده...چند ساعت صبر کنین بعد بزنین به برق!!!

عوض. چند ساعت 24 ساعت صبر کردیم از ترسمون...باز هم اش و کاسه بود...دوباره تماس گزفتیم. ..وصل کردن به شخص شخیص تعمیرکار..ایشون هم با یه ژست عالمانه ای توصیه فرمون به صبر و بردباری و نهایتا اینکه حالا لازم نیست اجاق رو بیخ به بیخ دیوار پارک کنین...یخورده فاصله داشته باشه. هیچ اتفاقی نمیوفته...همون دوری و دوستی بین دیوار و اجاقه مناسبتره!!!

و اینجوریه که نصف تنه اجاق گاز از کادر بین دو تا کابینت زده بیرون و عبور و مرور اهل بیت رو دچار اختلال کرده!!! 

اینم داستانی شده توی خونه ما!!!! تا درس عبرتی بشه که هرگز و هرگز گول تبلیغات. رو نخوریم-!!! باشد که رستگار شویم...

اجاق خوراکپزی (قسمت چهارم)

خلاصه جنگ اغاز شد..شده بودیم 3 تا جناح که مدام توی سر و کله هم میزدیم..خسته تون نکنم..اخرش تونستیم قانعشون کنیم که یه اجاق گاز جدید بفرستن...باز یه هفته گذشت و دیدم صدای نفیر تلفن بلند شد..جه خبره؟؟ هیچی ..از فروشگاه زنگ زدن و یه اقای تعمیرکاری داره میگه کی تشریف دارین که من نزول اجلال کنم برای بازدید و تعمیر اون خوراکپزی که خرابه؟؟!! 

پسرم تقریبا نعره کشید که ای بابا!!! شماها چرا حرف حالیتون نمیشه؟؟!! تعمیرات چیه؟؟ اقاهه درجا گفت ببخشید و تلفن رو قطع کرد...نیمساعت بعد دوباره تماس گرفتن و ضمن عذرخواهی گفتن ببخشین...فراموش کردن که اسم شما رو از لیست نوبت تعمیرات دربیارن!!!! 

اینم از بدبختیای این مملکته که چون همه شیفتی کار میکنن اگر کاری فراموش بشه خیلی راحت میندازن گردن همدیگه!!! در مورد ما هم نفر قبلی یادش رفته بوده که اسم ما رو از لیست انتظار برای تعمیر گاز دربیاره!!! و بدون اینکه خودمون بدونیم برامون وقت تعیین کرده بودن که بیان گاز رو برامون تعمیر کنن...دوباره قصه حسین کرد شبستری رو از همون روز اول تعریف کردیم تا دوزاری طرف افتاد که ما منتظر قدوم مبارک گروه دلیوریشون هستیم جهت اوردن خوراکپزی جدید!!!

خلاصه دردسرتون ندم...تا همین الان که دارم این سطور رو مینویسم هیچ خبری ازشون نیست و دیروز که اخرین تماس رو داشتیم جهت پیگیری فرمودن که: صبور باشین...باید قطعاتش از جای دیگه بیاد ...بهم نصب کنیم ..بعد تازه از ونکوور بفرستیم بیاد..زمان میبره!!!!

یعنی هی زر و زر زنگ نزنین بگین پس چی شد؟؟!! 

دق میارن!!! یه کاری میکنن دفعه دیگه که موارد اینجوری پیش اومد عین یه شهروند خوب و حرف گوش کن.بدون هیچ سر و صدایی...دوباره 1000 دلار ناقابل بذاری جیبت بری یکی دیگه بخری...انقدر هم فشار خونت بالا و پایین نشه!!! عین یو یو...

خداییش از همه بیشتر بمن داره فشار میاد...باید با یه گاز فسقلی اشپزی کنم...اونم این غذاهای سخت و زمانبر ایرانی!!! بچه ها میگن یاسی بیخیال..تو هم بیا و از بیرون  غذا اوردر بده یه مدت...چی میشه مگه؟؟!! 

منم یه پشت چشمی نا زک میکنم و میگم شماها فست فود خورین!!! نوش جونتون...باشد که رستگار شوید!!! 


اجاق خوراکپزی( قسمت سوم)

عزیزانی که نوشته های منو میخونن کاملا معترفن که من چقدر از غذای بیرون بیزارم و دیگه چی بشه که مجبور بشم از بیرون غذا تهیه کنیم وگرنه هرگز زیر بار چنین کاری نمیرم...این شد که از فردا دست بکار شدم و یه گاز دو شعله برقی که بر ای همچین روزایی خریده بودم از انباری دراوردم و مشغول شدم...

یه تبصره هم اینجا باز کنم که تماس گرفتن باهاشون عذاب الیمه و خودشون همون اول میگن که ممکنه تا 45 دقیقه پشت خط بمونین..ضمنا گوشزد کردن که مکالمات بین شما و اپراتور داره ضبط میشه پس حواستون باشه که کلمات رکیک بکار نبرین...بقول پسرم ببین اینا چقدر از مشتریای ناراضیشون فحش میخورن که همون اول کار دارن چنین نکاتی رو گوشزد میکنن و همین نشون میده که میزان شکایاتشون خیلی بالاست..

بالاخره بعد از حدود 33 دقیقه معطلی یکی از اپراتورا انگشت رنجه کرد و خط رو گرفت...

پسرم به خانمه گفت راهکاری که دیشب بهمون دادین جواب نداد...این گاز خوراکپزی کار نمیکنه ...باید چیکار کنیم؟؟خانم اپراتور یخورده مکث کرد و گفت. حداقل دو هفته طول میکشه تا نوبت شما بشه برای تعمیرات...چون سرمون خیلی شلوغه...اینجا بود که پسر کوچیکه سریع مچشون رو گرفت و گفت معلوم میشه علی رغم تبلیغاتی که روی محصولاتتون میکنین کیفیت اجناستون خیلی خرابه!!! وگرنه انقدر طول نمیکشید تا تعمیرکارتون بیاد!!! 

خانمه هول شد و گفت نه.اینجوری نیست...پسرم گفت چرا هست..ما سه ماه هم نیست این گاز رو خریدیم...چرا باید باین زودی خراب بشه؟؟!! اصلا میدونی چیه؟؟ ما این اشغال رو نمیخواییم...نزدیک بود برق گرفتگی ایجاد کنه!!! خانمه گفت صبر کنین الان  به جنرال منیحر میگم باهاتون تماس بگیره..

گفتیم حالا شد...بعد از چند ساعت یه اقایی تماس گرفت...بهش گفتیم ما این گاز رو دیگه نمیخواییم..نمیتونیم بهش اعتماد کنیم...اقاهه گفت باشه..ما اینو با یه نو براتون عوض میکنیم ولی دو تا سه هفته طول میکشه.

کلی هم عذرخواهی کرد. 

هفته بعد از فروشگاه Home depot که گاز رو ازشون خریده بودیم زنگ زدن که ما میخواییم یه تعمیرکار بفرستیم گاز رو براتون تعمیر کنه!!! گفتیم: چی فرمودین؟؟!! این گاز باید تعویض بشه نه تعمیر!!! خانمه با بی حوصلگی گفت نخیر...همچین چیزی نیست!!! از نمایندگی LG تماس گرفتن و ما رو مقصر خرابی جنسشون دونستن و تقاضای خسارت کردن!!! ما چنین خسارتی رو به کمپانی نمیپردازیم...حتما موقع حمل و نقل خودشون نکات ایمنی رو رعایت نکردن!!! بما چه مربوطه؟؟!! ما فقط تا اونجا کنار اومدیم که با هزینه فروشگاه براتون تعمیرکار بفرستیم...بقیه ش بما مربوط نیست!!!

داد بیداد!!! عجب شیر تو شیری شده!!!! از ما اصرار و از خانمه انکار...اخرش هم گفت مشکلتون رو با کمپانی LG خودتون باید حل کنین ..ما فقط واسطه فروش اجناس اونا هستیم ..نه ضامن صحت و سلامتی محصولاتشون!!! اخرش همسرم عصبانی شدو گفت تکلیفم رو با هردوتون مشخص میکنیم...این میندازه گردن اون...اون میندازه گردن این یکی...سنگ و قلابمون کردن..

دوباره تلفن و تلفن بازی شروع شد!!!


اجاق خوراکپزی (قسمت دوم)

خدمت سروران عزیز عارض بشم که:

قرار شد منتظر باشیم تا اجاق گاز مذکور رو از ونکوور بیارن ..چون انبار شرکت LG اونجاست..هفته بعد زنگ زدن گفتن چهارشنبه خونه باشین تا جنس رو تحویل بگیرین...ما هم گفتیم چشم....صبح روز چارشنبه دوباره یه تماس دریافت کردیم که بخاطر نقص فنی کامیون دلیوری و خرابی جاده های بین استانی بعلت برف زیاد هفته دیگه دلیوری انجام میشه...بازم گفتیم باشه..اشکالی نداره..

هفته بعد طبق قرار اجاق گاز رو بموقع تحویل دادن...چند اول همه چی اکی بود...همه ما هم یه نفس راحتی کشیدیم ازینکه دوره سربازی دیده بانی همه دیگه تموم شد...

اونروز اومدم خونه..جای شما خالی یه لوبیا پلو درست کردم و شعله زیر برنج رو گذاشتم روی درجه کم...رفتم یه چرتی بزنم....یکهو از صدای پای پسرم که بدو بدو داشت از پله ها میومد پایین از خواب پریدم..دیدم دل غافل...چه بوی دودی توی خونه پیچیده!!

اونم هول هولکی داشت توی این سرما در و پنجره ها رو باز میکرد تا دود بره بیرون ...وگرنه smug detector دردسر درست میکرد و ظرف 3 دقیقه پلیس و اتش نشانی و امبولانس میریختن جلوی درِ خونه حالا خر بیار و باقالی بار کن...

خلاصه....سرتون رو درد نیارم...قابلمه و محتویاتش که کاملا سوخت!!! همه مون هم داشتیم حرص میخوردیم که  گاز خوراکپزی به این جدیدی اخه یکهو چه مرگش شده؟؟!! 

پسر کوچیکه سریع زنگ زد به پشتیبانی قسمت فروش...توضیح داد چی شده..اپراتور گفت این دستگاه باید دوباره Reset بشه...از برق بکشین چند لحظه صبر کنین بعد دوباره پریز رو وصل کنین تا شعله ها فعال بشن..

تمام دستورات اپراتور رو مو به مو انجام دادیم ولی بازم اش همون اش و  کاسه هم همون کاسه...

اونشب مجبور شدیم شام از بیرون تهیه کنیم...


کریسمس و سال نو و خرید اجاق خوراکپزی (قسمت اول)

درود فراوان خدمت یاران و عزیزان راه دور و نزدیک...به فرمایشِ دوست نازنینم..مونپارناس عزیز...اومدم یه سلامی عرض کنم و یه شرحی ازین چند وقت که سعادت نداشتم بیام خدمتتون بدم و باز بدو بدو برگردم سراغ هزار تا کار بیخودی...گفتم کار بیخودی یاد یکی از اقوام دور افتادم...هر وقت بهش میگفتیم فلانی کجایی؟؟ پیدات نیست ..چرا نمیایی ببینیمت؟ میگفت : ای وای..نگو تروخدا...هزارتا کارِ بیخودی دارم...الان خودمم همونجوری شدم..

دقیقا 4 ماه پیش گاز خوراکپزی شروع کرد ادا اصول دراوردن..شعله هاش برقی هستن...مثلا درجه رو میذاشتیم روی اخرکه اب برنج جوش بیاد میدیدی انگار نه انگار...اصلا اب جوش نمیومد..بعد میخواستی خورشت رو بذاری روی درجه پایین که مروارید جوش بشه و جا بیوفته...چشمت روز بد نبینه..قشنگ در حدی به قل قل میوفتاد که تبدیل به اش و کته میشد!!! کار به جایی رسیده بود که باید عین یه سرباز پست دیدبانی وقت  میذاشتیم و به نوبت پای اجاق می ایستادیم تا غذا حاضر بشه!!!!

حالا خودتون حدس بزنین که چه عذابی شده بود اشپزی واسه بنده که همه ازش انتظار غذای ایرانی خوشمزه و جاافتاده دارن!!! 

هی برگه های تبلیغانی فرستادن در خونه بمناسبت حراج شب عید..که قیمتها رو ارزون کردیم و بیایین از ما وسائل خونه بخرین و تبلیغاتی ازین قبیل!!!

اخرش پاشدیم رفتیم یکی ازین فروشگاهها و بعد از کلی بالا و پایین کردن با راهنمایی فروشنده ها که هر دوشون مارک LG رو توصیه کردن یه گاز خوراک پزی پسندیدیم که بعد از تخفیف مذکور و اضافه کردن مالیات قیمتش شد 1050$ وجه رایج کانادا!!!!

تازه میخواستن 60$ دلار هزینه دلیوری هم بهمون تحمیل کنن که با یکی از همون غرشهای معروف خانم شیر که بنده باشم مواجه شدن!!! 

سریع گفتم باشه ..مهم نیست..میرم از یه جای دیگه خرید میکنم ..کلی فلایر تبلیعاتی دستم رسیده!!! چی خیال کردین؟؟!! اونام زودی  جام زهر رو یه نفس سرکشیدن و حرفشون رو پس گرفتن...

هزینه حمل گاز هم ندادیم... چقدر هم خوب شدکه پرداخت نکردیم ..زیادیشون میشد...

مونپارناس نوشت: الان مونپارناس میگه اخه یاسی..تو چرا انقدر افراط و تفریطی..یا نمیایی بنویسی و کلی وقت غیبت میزنه..یا وقتی میایی سریالی مینویسی!!! 

چی بگم دوست جان..هر کی یه جوریه..منم اینجوریم دیگه ..دست خودم نیست...مرسی که منو همین جوری قبول دارین.